توآغاز رفتن من بودی
آمدنات آغاز رفتن من بود
خیلی دیر بود
خیلی دیر بود
چمدانم به تنم بود و راهی بودم
آمدنات شکوه داشت برام
اما فاصله رقیب پیروز تو بود
اما فاصله رقیب پیروز تو بود
تمام مرا مال خودش کرده است
و من معتاد باختن به فاصله شدهام
دکمههای پیرهنام
دستهات را گم کردهاند
از بس دیرآمدی
و از بس مغروراند
بازنمیشوند دیگر
حتی با دستهای خودم
شاید معجزه بلد باشی
اما فاصله تنم را خوب میشناسد
و به احساسات میخندد
خندیدن به احساسات را تاب نمیآورم
معتاد هستم به باختن
اما دلیل نمیشود تورا هم مغلوب کند
چه روزهای دوری بود
مثل برف آب شد در دستهام
فاصله نباشد با زمستان سر میکنم
و تا زمستان بعد
و تا زمستان بعد
نیمی از کره را پیمودهام
ومعلوم نیست کجا باشم
می بینی؟
تنم چقدر سربه هوا شدهاست؟
احساست را تنات کن
خواهش میکنم
نمیخواهم پیروز نشوی
نگهدارش باش
بجنگ برای نباختنخودت
دعا میکنم برات
و خدا نگهدارت
برای یاسمن

6 Comments:
زیبا بود
مصطفا
Merci!
Yasseman
khoshhal shodam az inke didam dobareh minevisi,kheili....
in hameh vagh koja boodi? mohem nist.hasti alan,va kash ke bemooni...
s......2000
vaght*
خوش آمدی...باز آمدنت با رفتن همراه بود، ولی خوب کردی باز آمدی...وعجب وصف حالی بود این شعر، عجب وصف حالی...
Wads thT,
aLL U RITE I DONNNO. CAN TRANSALTE ENGLSIH?
Post a Comment
<< Home